۱۷ دی

کتاب ایوان منحصر به فرد نوشته کاترین اپلگیت، برنده مدال نیوبری یکی از معتبرترین جوایز ادبی کودکان و نوجوانان است و مناسب برای بالای ۱۱ ساله هاست.

«ایوان منحصربه فرد» به عنوان صد و سی و چهارمین کتاب از مجموعه «رمان نوجوان» انتشارات افق به چاپ رسیده است و کیوان عبیدی آشتیانی، مترجمش آن را به تمام انسان‌هایی  که خودشان را مالک مطلق زمین نمی دانند، دخترش و گوریلی به نام ایوان تقدیم کرده است.

ایوان منحصر به فرد

نمی‌دونم چند نفر از شما که دارید این نوشته رو می خونید به محدودیت آدم‌ها اعتقاد دارید؛ محدودیت به این معنا که ما نمی تونیم همه چیز رو تو دنیا تجربه کنیم و اصلا هم قرار نیست  این کارو بکنیم. خب نه فرصتش رو داریم و نه توانایی‌اش رو . ولی شاید خیلی از شماها به این اعتقاد داشته باشید که با کتاب خوندن میشه این مرزها و محدودیت‌ها رو برداشت. میشه جای هر کسی بود؛ میشه به هر جا که می خوای بری و هر کاری که دلت می خواد انجام بدی، فقط کافیه کتابی که به فکرت و به تخیلت نزدیکه رو انتخاب کنی و شروع کنی به ورق زدن تا به یک دنیای جدید پا بذاری.

 می خوام بهتون یه کتاب معرفی کنم، یه رمان جذاب به اسم ” ایوان منحصر به فرد”  که شما رو به دنیای یک گوریل می‌بره. تعجب نکنید این گوریل با همه‌ گوریل‌ها فرق داره، این قدر که می‌تونه داستان زندگی خودش رو روایت کنه. ایوان بعد از تولد از محل زندگیش به آمریکا برده میشه؛ تو مسیر خواهر دو قلوش می‌میره و ایوان ۲۷ سال تنها زندگی می کنه، اون خاطره‌ای از گذشته اش نداره، فقط نقاشی می کشه و عاشق هنر است. تا وقتی که روبی، یه بچه فیل، وارد داستان میشه و ایوان می تونه زندگی رو از دریچه چشم روبی تماشا کنه. ورود روبی به قصه، به معنی شروع تغییر است، تغییر برای زندگی بهتر. جالبه بدونید این کتاب بر اساس زندگی واقعی یک میمون نوشته شده! فکر کنید واقعی! وای این خیلی هیجان انگیزه و فوق‌العاده است.

در قسمتی از این رمان می خوانیم:

جورج با جاروش از کنارمان رد می شود. جولیا می‌گوید: «بابا می‌شود یک چیزی بپرسم.» جورج جمله او را تصحیح می کند: «ممکن است؟ درستش این است، حالا بپرس.» جولیا نگاهی به کاغذش می‌اندازد: «چه فرقی هست بین ناظم و نظام؟» جورج لبخندی می‌زند و می‌گوید: «اولی یعنی کسی که توی مدرسه مواظب رفتار بچه هاست مثل خانم گارسیا. دومی یک جور عقیده است و غلط یا درست بودن یک کار را نشان می دهد؛ مثلا طبق نظامی که من بهش اعتقاد دارم، اجازه ندارم به جای دخترم مشق‌هاش را بنویسم.»

جولیا ناله‌ای می‌کند: « من می خواهم وقتی بزرگ شدم هنرمند بشوم، پس چه فرقی می کند ناظم و نظام را غلط بنویسم؟» جورج می‌خندد و به راهش ادامه می دهد

مطمئن هستم از خوندن این کتاب لذت می برید؛ پس زودتر برید و پای حرف‌های ایوان بنشینید و ببینید چطوری دنیای خودش و دوستاش رو عوض می کنه.